تبليغاتX
گروه موسیقی ایرانی ماهریز


هادی اینانلو
- حیات اجتماعى هر هنرى بستگى به فعالیت افراد و گروه‌هایى دارد كه بار این مسئولیت سنگین را به دوش مى‌كشند و بى‌شك گروهنوازى و تشكیل گروه موسیقى یكى از سخت‌ترین فعالیت‌ها در این عرصه است. این روزها كه تب گروه دستان و گروه‌هایى نظیر آن كه از چند گوشه دنیا دور هم جمع مى‌شوند تعریفى ناقص از فعالیت گروهى را در ذهن مخاطبان جا انداخته است. در حالى كه اجراى گروهى و مدیریت گروه موسیقى شاید تعریفش چیز دیگرى باشد. بدون شك هنوز هم در داخل كشور گروه‌هایى هرچند اندك معنى واقعى گروه و كار تیمى و از همه مهم‌تر استمرار و تداوم را با خود به همراه دارند. استمرارى كه حتى گروه شیدا و عارف هم نداشتند و طى چند سال فعالیت یكى درمیان فقط نامى از آنها در میان دوستدارانشان باقى ماند. نهفت نمونه بارزى از گروه‌هاى منسجم و برنامه‌مدار به سرپرستى جهانشاه صارمى است. وقتى پاى صحبت ایشان نشستیم تازه متوجه شدیم چه مشكلات عدیده و گاه حل ناشدنى بر سر راه افراد و گروه هایى است كه به تنهایى بار این مهم را به دوش مى‌كشند. جهانشاه صارمى و گروه نهفت از معدود گروه‌هایى كه 11 سال باوجود تمام مشكلات و عشق و علاقه و بدون توقع مالى فعالیت مستمر دارد و با تولید اثر «ایران هنگام كاراست» فعالیتشان وارد فاز جدیدى شده است. بدون شك سال‌هاى 75 كه شروع فعالیت گروه نهفت بود، رسیدن به حد و اندازه بزرگان موسیقى دغدغه گروه نهفت و جهانشاه صارمى بود ولى امروز بزرگان منزوى موسیقى ما كه مقابله با مشكلات را بهانه كاهلى و خستگى مى‌كنند باید حلقه مفقوده فعالیتشان را در دست‌ها و انگیزه نوجوانان 15 تا 22 ساله گروه نهفت جست‌وجو كنند.
گفت‌وگوى ما را با جهانشاه صارمى نوازنده تار و سرپرست گروه نهفت مى‌خوانید:

ادامه مطلب

نوشته شده توسط هادی اینانلو در ساعت 16:29 | لینک  | 

موسیقى را بطور آكادمیك از چه سالى آغاز كردید؟
از سال 1366
نزد كدام استاد؟
سال 66 به مدت 7 سال ردیف‌هاى استاد صبا و قطعات ایرانى و همچنین قطعات خود جناب شفیعیان را نزد ایشان بطور مداوم فرا گرفتم.
جرقه علاقه به موسیقى از چه زمانى بود؟
از اوان كودكی، در دوران كودكى تا دوران راهنمایى و اوایل هنرستان علاقه زیادى به كار هنرى داشتم. آن موقع من تنبك مى‌زدم. با گروه‌هاى هنرى كه در مدرسه داشتیم در اعیاد و جشن‌ها برنامه‌ اجرا مى‌كردیم. كار تئاتر و طراحى صحنه هم مى‌كردم. بطور كل از آن موقعى كه یادم مى‌آید با هنر انس و الفت داشتم. در دوره هنرستان به خاطر علاقه به ساز سنتور براى خودم سنتور مى‌ساختم. اوایل سازهایم ابتدایى بود و اصوات موسیقایى دقیقى نداشت و به خاطر علاقه فراوان و همچنین فقر نسبى مالى كه داشتیم مى‌خواستم سازى داشته باشم تا بتوانم با آن تمرین كنم. یك سرى قطعات موسیقى محلى معروف را با آن ساز مى‌زدم. این روند ادامه داشت تا زمان هنرستان فنى كه سازى ساختم كه كوك هم مى‌شد.
آن موقع كجا ساكن بودید؟
ساكن اراك بودم.

ادامه مطلب

نوشته شده توسط هادی اینانلو در ساعت 16:23 | لینک  | 

گفتگو با مجید درخشانى آهنگساز و نوازنده موسیقى سنتى و سرپرست گروه خورشید
ترجیح مى‌دهید از كارتان شروع كنیم یا از محله‌تان؟
از كارم. چون تازه به این محل آمده‌ام و اینجا برایم محله جدیدى است. البته برایم آشناست چون قبلاً در عباس‌آباد زندگى مى‌كردم و برادرم هم ساكن همین محله است. خوشحالم كه در این محله خانه پیدا كردم. براى كسى كه كار موسیقى مى‌كند، آرامش خیلى مهم است. این محله با وجود اینكه در مركز شهر است؛ خیلى سكوت و آرامش دارد. در محله‌هاى قبلى آرامش نداشتم. اینجا صبح كه از خواب بیدار مى‌شوم، اصلاً صداى رفت و آمد ماشین نمى‌آید. هرچند یكى‌ـ دو ماه است كه در این نزدیكى‌ها شروع به ساخت و ساز دو عدد برج كرده‌اند و سر و صدا تولید مى‌كنند. اما در كل محله، محله آرامى است، اینجا محله‌اى است با خانه‌هاى قدیمى. دلم مى‌خواست یكى از این خانه‌هاى قدیمى را پیدا كنم. به هر حال همان طور كه گفتم من تازه به این محل آمده‌ام و اطلاعاتم درباره آن زیاد نیست. براى همین ترجیح مى‌دهم از كارم شروع كنیم.

                                                 ادامه مطلب
نوشته شده توسط هادی اینانلو در ساعت 16:19 | لینک