
انتشارات آوای خورشید مجموعه من جدا گریه کنان ابر جدا را منتشر کرد.
این اثر با خوانندگی مظفر شفیعی و با آهنگسازی حسین اینانلو-وحید سرخوش-حسام اینانلو
وعلی صحفی روانه بازار شده است.
از این میان میتوان به تصنیف تنها با شعر نصرت رحمانی و تصانیف باران و پیوند مهر با شعر شفیعی کدکنی اشاره نمود.
آواز این اثر را مظفر شفیعی از شاگردان برجسته استاد محمد رضا شجریان بر عهده دارد.
گروه ماهریز فعالیت خود را از سال 1378 آغاز نموده که میتوان به کنسرتهای مداوم از سال 80 تا کنون
با همکاری مظفر شفیعی و بهمن رجبی اشاره نمود.
همچنین در بروشور این اثر آمده است:گروه ماهریزبا توجه به داشتن چند آهنگساز سعی کرده است علاوه بر حفظ شخصیت موزیکالیته آهنگسازانش به انسجام اثر لطمه ای وارد نشود.
.jpg)
محمد رضا شجريان با ارسال نامه يي به رئيس سازمان صدا و سيما به ادامه پخش آثارش از اين رسانه اعتراض کرد. اين استاد برجسته آواز در نامه خود چنين نوشته است؛ «همان طور که اطلاع داريد صدا و سيما در شرايط فعلي مستمراً اقدام به پخش سرودهاي ميهني اينجانب به ويژه سرود «اي ايران اي سراي اميد» مي کند. جنابعالي مستحضريد اين سرود و ديگر سرودهاي خوانده شده متعلق به سال هاي 1357 و 1358 است و هيچ ارتباطي به شرايط کنوني ندارد. اينجانب در سال 1374 نيز اعلام کردم راضي به پخش آثار خود از صدا و سيما نيستم. مجدداً تقاضاي خود را تکرار کرده و تاکيد مي کنم آن سازمان هيچ نقشي در تهيه اين آثار نداشته و شايسته است به حکم شرع و قانون سريعاً کليه واحدهاي آن سازمان از پخش صدا و آثار من خودداري کنند.»
محمدرضا شجريان در سال 1374 نيز در نامه يي خطاب به علي لاريجاني رئيس وقت صدا و سيما خواستار پخش نشدن صدا و آهنگ هاي خود در راديو و تلويزيون شده بود. او در آن نامه نوشته بود؛ «از اين رسانه انواعي از موسيقي پخش مي شود که فاقد کمترين ارزش هنري است. .. .گاه مبتذل ترين قطعات موسيقي را که ما نام موسيقي خالطوري (موسيقي کافه هاي لاله زاري) بر آن مي گذاريم، به عنوان آرم برنامه پخش مي کنند. حتماً شما هم در تجربه چند ساله خود در صدا و سيما در يافته ايد که آرم برنامه، پرچم و نشانه اصلي برنامه است و هميشه تلاش مي شود تا زيبا ترين نوا براي آن انتخاب شود، شگفتم از اين همه بد سليقگي و بي ذوقي در درک موسيقي، آن هم در مهم ترين دستگاه فرهنگي کشور. ...سازمان صدا و سيما موظف است براي پخش آثار هنرمندان از آنان کسب اجازه کند و حقوق مادي آنان را هم براي هر نوبت پخش آثارشان رعايت کند.» در ادامه نامه آمده بود؛ «اين روال جاري راديو و تلويزيون در همه کشورهاي متمدن جهان است. از اين گذشته من نمي دانم صدا و سيما به چه حقي و بر اساس کدام مجوز روي آثار من تصوير مي گذارد و آن را به نام ويدئو کليپ پخش مي کند؟ فرض کنيد قانون رعايت حقوق مولفان و مصنفان وجود ندارد، و باز هم فرض کنيد اگر وجود دارد، کسي به هر دليل مايل نيست از طريق دستگاه قضايي احقاق حق کند. آيا شما شرعاً اين مشکل را براي خود حل کرده ايد؟ چگونه است که بديهي ترين حقوق مالکيت حقوقي که مورد تاکيد قوانين جاري کشور است زير پا گذاشته مي شود؟ در تحيرم که ناديده گرفتن حقوق هنرمند از سوي مهم ترين و وسيع ترين رسانه کشور نشانه چيست؟ مردم چه مي گويند وقتي مي بينند از صبح تا شام، اين رسانه پيام هاي اخلاقي در رعايت حقوق ديگران پخش مي کند، اما خود به آن عمل نمي کند؟،» و پايان بخش نامه تاريخي شجريان چنين بود؛ «به صراحت اعلام مي کنم که مايل نيستم صداي من از صدا و سيمايي پخش شود که بي اعتنا به حقوق هنرمندان است. قاطعانه از جنابعالي مي خواهم دستور دهيد هيچ اثري از من مطلقاً از راديو و تلويزيون پخش نشود. چون در ماه مبارک رمضان هستيم، تنها به احترام اين ماه مبارک و اداي دين به نيک سرشتي مردمي که در دامان آنها پرورش پيدا کرده ام، پخش «مناجات» و «ربنا» را اجازه مي دهم.»
هادی اینانلو - حیات اجتماعى هر هنرى بستگى به فعالیت افراد و گروههایى دارد كه بار این مسئولیت سنگین را به دوش مىكشند و بىشك گروهنوازى و تشكیل گروه موسیقى یكى از سختترین فعالیتها در این عرصه است. این روزها كه تب گروه دستان و گروههایى نظیر آن كه از چند گوشه دنیا دور هم جمع مىشوند تعریفى ناقص از فعالیت گروهى را در ذهن مخاطبان جا انداخته است. در حالى كه اجراى گروهى و مدیریت گروه موسیقى شاید تعریفش چیز دیگرى باشد. بدون شك هنوز هم در داخل كشور گروههایى هرچند اندك معنى واقعى گروه و كار تیمى و از همه مهمتر استمرار و تداوم را با خود به همراه دارند. استمرارى كه حتى گروه شیدا و عارف هم نداشتند و طى چند سال فعالیت یكى درمیان فقط نامى از آنها در میان دوستدارانشان باقى ماند. نهفت نمونه بارزى از گروههاى منسجم و برنامهمدار به سرپرستى جهانشاه صارمى است. وقتى پاى صحبت ایشان نشستیم تازه متوجه شدیم چه مشكلات عدیده و گاه حل ناشدنى بر سر راه افراد و گروه هایى است كه به تنهایى بار این مهم را به دوش مىكشند. جهانشاه صارمى و گروه نهفت از معدود گروههایى كه 11 سال باوجود تمام مشكلات و عشق و علاقه و بدون توقع مالى فعالیت مستمر دارد و با تولید اثر «ایران هنگام كاراست» فعالیتشان وارد فاز جدیدى شده است. بدون شك سالهاى 75 كه شروع فعالیت گروه نهفت بود، رسیدن به حد و اندازه بزرگان موسیقى دغدغه گروه نهفت و جهانشاه صارمى بود ولى امروز بزرگان منزوى موسیقى ما كه مقابله با مشكلات را بهانه كاهلى و خستگى مىكنند باید حلقه مفقوده فعالیتشان را در دستها و انگیزه نوجوانان 15 تا 22 ساله گروه نهفت جستوجو كنند.
گفتوگوى ما را با جهانشاه صارمى نوازنده تار و سرپرست گروه نهفت مىخوانید:
ادامه مطلب
موسیقى را بطور آكادمیك از چه سالى آغاز كردید؟
از سال 1366
نزد كدام استاد؟
سال 66 به مدت 7 سال ردیفهاى استاد صبا و قطعات ایرانى و همچنین قطعات خود جناب شفیعیان را نزد ایشان بطور مداوم فرا گرفتم.
جرقه علاقه به موسیقى از چه زمانى بود؟
از اوان كودكی، در دوران كودكى تا دوران راهنمایى و اوایل هنرستان علاقه زیادى به كار هنرى داشتم. آن موقع من تنبك مىزدم. با گروههاى هنرى كه در مدرسه داشتیم در اعیاد و جشنها برنامه اجرا مىكردیم. كار تئاتر و طراحى صحنه هم مىكردم. بطور كل از آن موقعى كه یادم مىآید با هنر انس و الفت داشتم. در دوره هنرستان به خاطر علاقه به ساز سنتور براى خودم سنتور مىساختم. اوایل سازهایم ابتدایى بود و اصوات موسیقایى دقیقى نداشت و به خاطر علاقه فراوان و همچنین فقر نسبى مالى كه داشتیم مىخواستم سازى داشته باشم تا بتوانم با آن تمرین كنم. یك سرى قطعات موسیقى محلى معروف را با آن ساز مىزدم. این روند ادامه داشت تا زمان هنرستان فنى كه سازى ساختم كه كوك هم مىشد.
آن موقع كجا ساكن بودید؟
ساكن اراك بودم. 
ادامه مطلب
ترجیح مىدهید از كارتان شروع كنیم یا از محلهتان؟
از كارم. چون تازه به این محل آمدهام و اینجا برایم محله جدیدى است. البته برایم آشناست چون قبلاً در عباسآباد زندگى مىكردم و برادرم هم ساكن همین محله است. خوشحالم كه در این محله خانه پیدا كردم. براى كسى كه كار موسیقى مىكند، آرامش خیلى مهم است. این محله با وجود اینكه در مركز شهر است؛ خیلى سكوت و آرامش دارد. در محلههاى قبلى آرامش نداشتم. اینجا صبح كه از خواب بیدار مىشوم، اصلاً صداى رفت و آمد ماشین نمىآید. هرچند یكىـ دو ماه است كه در این نزدیكىها شروع به ساخت و ساز دو عدد برج كردهاند و سر و صدا تولید مىكنند. اما در كل محله، محله آرامى است، اینجا محلهاى است با خانههاى قدیمى. دلم مىخواست یكى از این خانههاى قدیمى را پیدا كنم. به هر حال همان طور كه گفتم من تازه به این محل آمدهام و اطلاعاتم درباره آن زیاد نیست. براى همین ترجیح مىدهم از كارم شروع كنیم.
ادامه مطلب
رهگذار کاری از حسام اینانلو(عضو گروه ماهریز) و مرتضی گودرزی که توسط موسسه آوای باربد به بازار آمده است
هادی اینانلو: در ديدار اول با جنابعالي يك جور احترام توأم با ترس و وحشت وجود دارد. خودتان چه نظري در اين مورد داريد؟
بهمن رجبي: ضد بنده جوسازي كردهاند. يادم است يك پزشكي از آمريكا آمده بود. ديدم همينطور خبردار ايستاده. از او پرسيدم كه چرا نگرانيد. در جوابم گفت به من گفتهاند در را باز كنيد رجبي ميزند زير گوشت و از اتاقش بيرونت ميكند و به تو فحش ميدهد. به او گفتم براي چه بايد اين كار را بكنم. چرا كه اگر دشمنترين دشمن من هم مهمان من باشد، من اين كار را نميكنم. چون انديشههاي من را نميفهمند يا ميفهمند ولي چون اين انديشهها را برنميتابند لذا عليه من ناجوانمردانه جوسازي ميكنند.
اگر بخواهيد خودتان را به طور غيرمعمول معرفي كنيد چه ميگوييد؟ بهمن رجبي را معلم معرفي ميكنيد يا عصيانگر، تنبكنواز،سخنور، نويسنده و محقق و يا ؟
بهمن رجبي: همه اينها كه شما گفتيد را در معرفي خودم ميآورم. ضمن اينكه من كسي هستم كه نخست به آفرينش خودم معترضم (با خنده)
چرا؟
نميتوانم بگويم. به نظر شما اگر من نبودم اتفاق خاصي ميافتاد؟ راستي يادم افتاد، من بايد به دنيا ميآمدم تا نظام تنبكنوازي ايران همزمان با استاد و پروفسور و بينظير و نابغه و... يك آشغالكله هم داشته باشد تا جنسش جور باشد!
ادامه مطلب

برای دیدن ادامه عکسها کلیک نمایید
کنسرت گروه ماهریز به سرپرستی هادی اینانلو و آواز استاد مظفر شفیعی
آذر ۸۵
فرهنگسرای نیاوران


